على محمدى خراسانى
71
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
جواب تفصيلىِ مثالهاى مذكور : بزرگان از اين موارد به وجوه مختلف جواب داده و آنها را حل كردهاند . « 1 » ما اگر وارد اين مقوله شويم و تمام آن جوابها را طرح و بررسى كنيم ، سخن به درازا مىكشد كه با مبناى ما ( مراعات اختصار ، كم گفتن و گزيده گفتن ) سازگار نيست . از اين رو ما خود در جواب آن مثالها تحقيق ويژهاى داريم و به آن اكتفا مىكنيم و آن را براى قطع ريشهء اشكال كافى مىدانيم . فنقول : مثالهاى مذكور چند بخش بود : قسمى از آنها از نوع اجتماع وجوب و اباحه ، وجوب و استحباب ، استحباب و اباحه ، استحباب و استحباب و . . . بود كه بعداً آنها را جواب خواهيم داد . ولى قسمى از آنها از نوع اجتماع وجوب و كراهت ، يا استحباب و كراهت بود كه فعلًا اينها را مطرح كرده و حل مىكنيم . بهطور كلّى عبادت يا واجب است ، مثل نماز و روزه و حج واجب ؛ يا مستحب است مثل نماز و روزه و حج مندوب ، و يا حرام است ، مثل نماز در ايّام عادت يا در مكان غصبى و يا مكروه است كه فعلًا مورد بحث ماست . عبادات مكروهه به سه قسم تقسيم مىشوند : 1 . عباداتى كه مستقيماً متعلّق نهى واقع شدهاند و نهى كراهتى ظاهراً و باطناً به ذات عبادت و به همين عنوان عبادى - كه مأمورٌ به نيز مىباشد - بار شده است و ضمناً از عباداتى است كه بدل هم ندارد ؛ مثل روزهء روز عاشورا كه قبلًا توضيح داديم ، و مثل روزه روز عرفه براى فردى كه ضعف و سستى پيدا مىكند و نشاط دعا خواندن از او گرفته مىشود . چنين صومى منهى به نهى تنزيهى است و بدل هم ندارد ، زيرا صوم روز هشتم ذىالحجّه يا روز يازدهم به بعد ، استقلالًا استحباب دارد و ربطى به صوم روز عرفه ندارند و بدل از او نيست . مثال ديگر نافلههاى مبتدئه در پارهاى از اوقات مىباشد . « 2 » اين نوع نافلهها بدلى ندارند زيرا نافلهء قبل يا بعد از لحظهء طلوع يا غروب ، استحباب نفسى دارد و بدل از نافلهء در آن زمانِ مخصوص نيست تا جاى او را بگيرد . 2 . عباداتى كه مستقيماً نهى به آنها تعلّق گرفته و خود عنوان عبادى مورد نهى كراهتى واقع شده است ، ولى بهگونهاى است كه بدل و جانشين دارد و ما مىتوانيم فرد منهىٌّ عنه را رها كرده و عبادت
--> ( 1 ) . اشاره به تقريرات شيخ اعظم ، صاحب فصول ، ميرزاى قمى و . . . كه قبلًا بررسى شد . ( 2 ) . نمازهاى نافله را مىتوان به دو دسته تقسيم كرد : 1 . نوافل ذوات الاسباب ، يعنى نافلههايى كه داراى سبب خاص مىباشند ، مثل نماز تحيّت ، نماز زيارت ، نماز استخاره و . . . كه مسبّب از ورود در مسجد ، زيارت ، استخاره و . . . مىباشند . اين نوافل هرگاه سببشان محقّق شود ، استحباب پيدا مىكنند و مكروه هم نيستند ؛ 2 . نوافل مبتدئه : نافلههايى كه سبب خاصّى ندارند و ابتدا به ساكن انجام مىشوند و از باب اينكه نماز معراج مؤمن است ، نماز قربانُ كلِّ تقى است ، نماز بهترين چيزى است كه در اسلام تشريع شده ، پس هركس بخواهد كم بجا مىآورد و هر كس مايل باشد زياد بجا مىآورد ( نمازهاى مستحبى ) و . . . . هرگاه فرصتى پيدا مىشود انسان دو ركعت نماز بجا مىآورد . اينگونه نافلهها در بعضى اوقات كراهت دارند ، مثل لحظهء طلوع و غروب خورشيد كه در آن فاصلههاى زمانى از خواندن نافله نهى شده است .